در ماه های اخیر به طرز شگفت‌انگیزی وضعیت اقتصادی مردم بدتر شده و بازارهای خودرو، ارز، مسکن و طلا به‌هم‌ریخته است اما نشانه هایی از دولت اعتدال که تا حدود ده ماه دیگر می‌باید سکان اداره کشور را در اختیار داشته باشد برای مدیریت امور  دسده نمی شود و نوعی رهاشدگی بخصوص در حوزه اقتصادی کشور به چشم می‌آید. همین مسئله موجب شده که امید چندانی بین مردم وجود نداشته باشد و ترس و نگرانی نسبت به آینده در جامعه ایجادشده است.

دولت تدبیر و امید که با شعار حل مشکلات و چالش‌های کشور از دریچه روابط خارجی پیروز انتخابات شده بود با خروج ترامپ دچار انفعال و بی‌تحرکی عجیبی شده است. در حال حاضر با توجه به جنگ اقتصادی که دولت آمریکا در طول چهار دهه گذشته علیه جمهوری اسلامی داشته و در سال‌های اخیر تشدید شده است، نسخه‌ای که آقای روحانی در سخنان خود تجویز می‌کند  ناامیدی و یاس را به همراه دارد.

به‌عنوان‌مثال رئیس‌جمهور در جلسه پنجم مهرماه ستاد ملی مقابله با کرونا مانند همیشه همه‌چیز را به سیاست خارجی و تحریم ربط داد و گفت: «مردم اگر می‌خواهند برای کمبود و مشکلات لعن و نفرین کنند، آدرس آن کاخ سفید در واشنگتن است و کسی آدرس اشتباه به آن‌ها ندهد.»

این سخنان در حالی بیان می‌شود که بسیاری از کارشناسان اذعان دارند با توجه به برنامه‌های خصمانه آمریکا که تشدید شده ضرورت دارد تحول جدی در سیاست خارجی دولت به وجود آید و تلاشی مضاعف در اداره امورات داخلی کشور صورت بگیرد.

رهبر انقلاب نیز بارها خواستار عدم توجه به خارج و اتکا به توانمندی‌ها و منابع داخلی برای حل مشکلات شده است. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای روز 21 مهرماه در آیین تحلیف و دانش‌آموختگی دانشجویان دانشگاه‌های افسری نیروهای مسلح با تأکید بر این موضوع که علاج مشکلات کشور در داخل است، فرمودند: اگرچه بسیاری از مشکلات ما مربوط به خارج از کشور است اما علاج آن‌ها در داخل و با تکیه‌بر محاسبه درست و نگاه صحیح به مسائل کشور و منطقه و با به‌کارگیری تدبیر، تلاش، خرد و عزم راسخ است، بنابراین نباید علاج را در خارج از کشور جستجو کرد چراکه ما هیچ خیر و بهره‌ای از خارج نمی‌بینیم.

عملاً باسیاستی که دولت اعتدال در پیش‌گرفته و نگاه مسئولان اجرایی به خارج از کشور دوخته‌شده حتی نمی‌توان به حل مشکلات امید داشت.

فراتر از این مسئله به نظر می رسد با توجه به اینکه دولت اطمینان دارد تا حدود ده ماه دیگر زمام امور را در دست دارد عملاً تلاشی نیز برای مدیریت و بهبود اوضاع و شرایط ندارد. احتمالا به همین دلیل است که در روزهای اخیر از ارزش پول ملی به‌شدت کاسته شده، قیمت دلار تا 31 هزار تومان افزایش‌یافته، پراید به 160 میلیون رسیده و بازار اجاره‌بها و قیمت مسکن نیز برای خانواده‌های به معضلی جدی تبدیل‌شده است؛ اما اراده‌ای برای مقابله با این چالش‌ها به چشم نمی‌آید.

به نظر می‌رسد عدم پاسخگویی و عدم ترس از بازخواست موجب شده که دولت از انجام وظایف خود سرباز زند یا دستکم به قدر لازم و کافی اهتمامی به حل مشکلات مردم نداشته باشد و در حالی که روبروز فشار طاقت‌فرسایی به مردم وارد آمده دولت در ماه‌های پایانی صرفاً مردم را به لعن و نفرین به آمریکا و واشنگتن دی سی حواله می‌دهد.

 معقول تر آن بود که وقتی گفتمان نگاه به خارج دولت تدبیر و امید شکست خورد مسئولان اجرایی حداقل برای کاهش مشکلات، گفتمان حاکم بر سیاست‌های دولت را تغییر می‌دادند؛ اتفاقی که مشخص نیست حتی طی ماه‌های آخر دولتی نیز به وقوع بپیوندد. با ادامه چنین رویه‌هایی در دولت احتمال بدتر شدن اوضاع نیز متصور خواهد بود !